ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
149
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
و عشيرت شام در زمين شام بايستاد ، و به دو باز خوانند ، و روم با پدر به زمين روم رفتند و آنجا مقام گرفتند ، و نسلشان عظيم بسيار گشت ، و عمارتها كردند . و اللّه اعلم . ( 95 - ب ) عالم بن سام را دو پسر بود ، يكى خوراسان ، [ 1 ] و ديگر هيطل ، و ايشان بر اثر عمّ برفتند يافث بن نوح عليه السلام ، و خوراسان ازين روى جيحون بايستادند ، و مقام ساختند فرزندانش و پيوستگان ، و جمله خوراسان بنام وى باز خوانند . و هيطل از آن سوى ماور النهر و زمين شكينان ، و هيتالان ، رفت كه آن را هياطله خوانند ، اضافت بنام هيطل ، و بسيارى گشتند و بناها ساختند عظيم الاسور [ 2 ] بن سام را دو پسر بودند يكى را نام فارس [ 3 ] بود و ديگرى را اهواز ، هر دو برفتند ، كشور فارس بوى باز خوانند ، و زمين خوزيان را جمله كورة الاهواز خوانند بنام اهواز بن الاسور ، و نخستين عمارت در آن ناحيت اهواز بودست ، و هر كسى بر آنجايگاه كه مقام گرفت سخن بر آن نوع گفت كه اكنون گويند در اين ولايتها ، اگر چه هم متغير باشد و زيادت . نورد [ 4 ] بن سام را دو پسر بود ، يكى را نام آذرباد ، و ديگر را ارميان ، و ايشانند ، كه آذربايگان و ارمنيه بنامشان منسوبست ، و نسل مردم اين هر دو زمين بآذرباد و ارميان ابنا بورد كشد و اللّه اعلم . كرمان بن سام [ 5 ] را پسرى بود نام او مكران ، و بروايتى كرمان و مكران هر دو ( 96 - آ ) برادر بودند و پسر آن مورد [ 6 ] بن سام ، و اللّه اعلم . هم برين شكل زمين مكران و كرمان بنام ايشان خوانند ، و آرامگاه بدين كشورها ساختند ، و در كتاب همدان خواندم كه همدان و اصفهان هم از ابنا [ ء ] پسرزادگان سام بن نوحاند ، و ديگر جاى نديدم ، خداوند تعالى بدان داناترست باخبار آل قحطان و سيل العرم و تفرق بعضى از يمن بازگرديم .
--> [ ( 1 ) ] دينورى : فخرج خراسان بن عالم بن سام فاتخذ خراسان ( ص 5 ) [ ( 2 ) ] اسور . اشوذ . [ ( 3 ) ] طبرى و سايرين فارس را از اولاد يافث دانسته و روايتى هم هست كه : فارس و جرجان و اجناس فارس فرزندان لاوذ بن ساماند ولى روايت اول ارجح است . [ ( 4 ) ] بر طبق طبرى ( لاود ) ابو حنيفهء دينورى : فخرج . . . ارمين بن نورج بن سام و هو صاحب ارمينيه ( ح : تورج ) ص 5 بعضى تواريخ : يرد [ ( 5 ) ] دينورى : كرمان بن تارخ بن سام [ ( 6 ) ] كذا ؟ . . . و الظاهر : يورد - يرد